مرتضى مطهرى
759
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
توليد باشد ، بلكه براى خودش يك نظام و حساب ديگرى دارد . از نظر ما سوسياليسم به مقولهء فرهنگ و آموزش و پرورش انسانها بستگى دارد نه به مقولهء اقتصاد و تكامل ابزار فنى . اگر انسانها از نظر فرهنگى به تكامل برسند - كه مىرسند و به اقتصاد و ابزار فنى هم وابستگى ندارد - مىتوانند سوسياليسم را در تمام شئونش در ميان خودشان عملى كنند و بهترين دليلش هم اين است كه در گذشته عملى شده است . و اگر انسانها تكامل فرهنگى پيدا نكنند ، با تكامل ابزار توليد سوسياليسم محقق نمىشود . دليلش هم اين است كه در زمان ما نشد . و يك دليلش هم اين است كه اين سه اصلى كه ماركس گفته است مردود است : اول ماديت تاريخ ؛ يعنى اصلًا عامل محرك تاريخ ماده و جنبههاى اقتصادى است . اينطور نيست . موتور اقتصاد يكى از موتورهاى تاريخ است . تاريخ يك واقعيت چند موتوره است كه اينها روى يكديگر اثر مىگذارند . اينطور نيست كه موتور ، اين است و آنهاى ديگر همه چرخهايى هستند كه تابع اين موتور باشند . دوم : حركت تاريخ حركت ديالكتيكى است و از تضاد ميان ابزار توليد و روابط توليد و از تضاد طبقاتى ناشى مىشود . اينچنين نيست . در تاريخ تضاد ميان افراد و ميان طبقات بوده است . اين تضادها گاهى جنبهء اقتصادى داشته و گاهى جنبههاى غير اقتصادى يعنى جنبههاى جاه طلبانه داشته است . گاهى هم اساساً تضادها دخالتى نداشته ، حس تعاونها و اصلًا نفس عشق به تكامل دخالت داشته است . سوم و از همه بالاتر مسئلهء مراحلى است كه اين آقايان ذكر كردهاند : اشتراكيت ، فئوداليسم ، كاپيتاليسم و سوسياليسم . اولًا خود ماركس هم آخر عمرش فهميد كه اين براى همهء دنيا صادق نيست و در آسيا اين مراحل طى نشده است . ثانياً در دنياى امروز ما عملًا مىبينيم كشورهايى به اوج كاپيتاليسم رسيدهاند و كوچكترين نشانهء پيدايش سوسياليسم هم در آن كشورها نيست مثل آمريكا ، انگلستان ، فرانسه و مخصوصاً آمريكا كه از همهء اينها پيشرفتهتر است ؛ و كشورهايى الآن به سوى سوسياليسم رفتهاند كه ده قرن از آمريكا عقبتر هستند . خود شوروى در 1917 يعنى در حدود 60 سال پيش سوسياليست شد و آمريكاى امروز هنوز سوسياليست نشده است . همينطور چين ، كه ترقى صنعتىاش بعد از دورهء سوسياليست شدنش است نه اينكه اول ترقى صنعتى كرد بعد سوسياليست شد ، بلكه اول سوسياليست شد بعد ترقى صنعتى كرد . و همچنين خيلى كشورهاى ديگر كه در اروپاى شرقى هستند . الآن عدهاى از كشورهاى عربى كه ادعاى سوسياليسم دارند و خود ماركسيستها هم قبول دارند كه اينها كشورهاى سوسياليستى هستند ، در عين حال از نظر تكامل صنعتى هنوز به مرحلهء سرمايه دارى نرسيدهاند . عرض ما اينجا پايان مىپذيرد . بحثهاى بعدى ما در درجهء اول جنبهء قرآنى دارد . ما در ميان مسائلى كه در گذشته بحث